تبلیغات
مزخرفترین مزخرفات محض یک مزخرف گو - زندگی3 ....

مزخرفترین مزخرفات محض یک مزخرف گو

زندگی3 ....

یادت باشه که منو آرزو به دل گذاشتی ، منو تو حسرت همه چیز گذاشتی…

وقتی دیدنت از اون دور دستها  آرزوی منه ، نگاه

 به چشمات روتو خواب میبینم


یادت باشه که منو بدجور به انتظار گذاشتی، تو اون ساحل عاشقی اونقد منتظرت نشستم

 که سرزمینم به  وسعت یک کویر شده ، دلم خشک خشک تشنه ی قطره ای محبت شده


یادت باشه که پا گذاشتی  روی همه چیز ، فکر کنم دیگر دلت تو فکر و خیال من نیست

یادت باشه که یادم نرفته حرفهاتو ، اون همه قول و

 قرار های عاشقانه  که جای خودش ، بمونه!


یادت باشه اون روز ، همون دیروز ، گفتی تا امروز مال هم میمونیم ، همدیگر

 رو تنها نمیذاریم ، چه خوش خیال بودما ، فکر فردا نبودم ، دیروز رو میدیدم

که عاشقانه با منی ، نمیدونستم روزی از دلم ، دل  میکنی


یادت باشه که نرفته از یادم گذشته ها مونو ، کارم شده فکر کردن و افسوس خوردن ،

 خیلی سخته در اوج عاشقی از عشق مردن…


خیلی سخته غنچه عشق در قلبت بشکفه و همون لحظه پر پر شه

، لحظه پژمرده شدنش رو با چشمهای خودت ببینی و بفهمی آن

 گل مال تو نبوده ، با هوای قلب تو سازگار نبوده….


یادت باشه که دلخوشی هات منو به اوج برد ، یادت نره که منو با دستهای

 خودت رها کردی به جایی که دیگر خودت نیستی ،

 جایی که باور ندارم دیگر مال من نیستی ….


یادت باشه همه چیو  ، فردا نیای بگی چیزی یادم نمیاد؟ ،

 یادت باشه که یادم نرفته بی وفایی
هایت

برگرد خواهش میکنم من دیگه عوض شدم

حتی آزارم به مورچه هم نمیرسه اون موقع 20 سالم بود کله خراب بودم فکر میکردم

 با دعوا میتونم تورو واسه خودم نگه دارم ولی الان چه فایده؟!

دیر فهمیدم....خیلی دیر......

 میدونستم شاید روزی قلبت با دلم راه نیاد….
.



http://img4up.com/up2/04001084065270793218.jpg


[ یکشنبه 15 مرداد 1391 ] [ 06:38 ب.ظ ] [ soheil ] [ حرفاتون() ]



نمایش نظرات 1 تا 30