تبلیغات
مزخرفترین مزخرفات محض یک مزخرف گو - سلام

مزخرفترین مزخرفات محض یک مزخرف گو

سلام

به به ...
آقا سلام عرض شد
...
آقا محرم شوما تسلیت عرض شد
....
خوب هستین؟؟؟؟؟؟؟؟

دلتون برام تنگ شده بود نه؟
داشتین در فراق من میسوختین نه؟
گفتم محرمه..خوبیت نداره زیاد آفتابی بشیم شومارو بخندونیم
...
دهه....نیشتو ببند بچه مگه اومدی سیرک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببخشیدا نبودیم درگیرودار محرم بودیم ...به قول یکی از رفقا که میگه طرح محرم تا محرم
..
هی از این هیئت به اون هیئت
...
علنا تو 3تا دسته ُدهُل زدیم منو امیر...به خدا...یکی دسته مسجد خودمون...یکی دسته مسجد بابابزرگم اینا
.
..یکی دسته مسجد بابابزرگ امیر اینا
..
علنا نموده شدیم...ای سهیل بی تربیت نشو پسر
جدی..ولی به عشق امام حسین دسته و اینجورکارا که سهله جونمونم میدیم برا آقامون..حالا بقیه رو نمیدونم من که اینطوریم(ای تف تو ریا
)

خب ببینم دخترا شما چی؟خوبین؟
من که میدونم اَی شیطونا تو دسته مسته چندتا شماره گرفتین؟؟؟؟؟؟هاا؟؟؟زودباشین رو کنین...یالا...بدو بچه
من که مثه بچه ی خوب سرمو انداخته بودم پایین داشتم طبلمو میزدم...امیرو نمیدونم..حالا بگذریم این یه کم سرو گوشش میجنبه..هنو ادم نشده این بشر

سر دسته
:
امیر:سهیل سهیل این دختره رو نیگا ..کصافط بد مالیه
....
(دیدم یه دختر چادریه رو نشون میده داره با دوستش حرف میزنه...دختره باحجاب بودا نمیدونم چه مرگش شده بود دوباره این امیرعلی
)
بهش نگا میکنم بعد به امیر نگاه میکنم
امیر:سهیل من خیلی دلم میخواد همسر آیندم چادری  باشه
من:                            (این جای خالی یعنی دارم نیگاش میکنم
((=
امیر:وااااااااایییییی سهیل توروخدا ببین
.....
من
:                                              
امیر: داداشی برم بهش شمارمو بدم؟شاید زنگ زد
من
:                                                                         
امیر:سهیل اذیت نکن برم دیگه به خدا این اخریه خدارو چه دیدی شاید زد و رفتم خواستگاریش
من
:    
امیر:نرم؟
من
:            
امیر
: :|
من
:                                                                            
امیر:باشه داداش نمیرم منو چه به زن گرفتن

حال کردین ؟اینو میگن جذبه رفاقت فقط با نگاه بهش فهموندم خفه شه بشینه سرجاش اصلا این بچه ادم نمیشه جون جاستین

چرا این اینطوریه ها؟امروز یه سر زدم وبش دیدیم اینم مداحی گذاشته؟ها؟

چرا این انقد تقلیدکاره؟از اولشم همین بود تا من یه چی جدید میگرفتما اونم میرفت عین همونو فرداش میگرفت
....

ولی خداییش نمیدونم چه حکمتی تو کار بودا محرم امسال بدجوری صفا داد...تا3یا4صبح فقط بودیم هیئت خودزنی میکردیم..مارو اینجوری نبینینا

بچه هیئتی هستیم
..
یه شب اومدم خونه داشتم پیراهنمو عوض میکردم دیدم ابجی پریام یه جیغ کشید
میگم:چته بچه؟
میگه داداش پشتتو دیدی ؟
(
این بشر مغزش فقط تو درس و فیزیک فرمان میده وگرنه تو باقی موارد این دختر6میزنه اخه باهوش من چطوری میتونم پشتمو ببینم؟)

میگه بذار عکس بگیرم
..
عکس گرفت دیدم بععععللللللللللللللللللللللللللللللهههههههه تو هیئت لخت شده بودیم زنجیر میزدیم...خیلیم سوزش داشت
..
اومدم خونه که دیدم پشتم تمامش کبوده کبوده....فجیع شده بود(ای تف تو ریا
)

حالا امیر اس میده
:
سهیل در بهشتو رومون وا کردن
من:چطور
امیر:پشت منم بدجو ر کبوده میدونم پشت توهم کبوده
رفیقه ماداریممممممممممم؟


_____________________________________________________________





سره به دختری که تازه باهاش دوستشده بود میگه :
امروز وقت داری بیای خونمون؟
دختره : مامانم نمیذاره با چه بهونه ای بیام؟
پسره : بگو میخوام برم استخر...
دختره اومد خونه دوست پسرش.....

پسره : تو که اومدی استخر مثلا باید موهات خیس باشن،برو تو حموم موهاتو خیس کن!
وقتی دختره میره حموم،پسره به دوستاش زنگ میزنه...
پسره و دوستاش یکی یکی...
این آخری که رفت حموم ، نه 1ساعت نه2 ساعت ، موند تو حموم...
دیدن این دیر
کرد ، رفتن حمومو یهو دیدن دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته :
نامردا خواهرم بود...


[ پنجشنبه 16 آذر 1391 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ soheil ] [ نظرات() ]



نمایش نظرات 1 تا 30